ميرزا محمد على وفا زواره اى
211
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
اى كه اندر مزرع هفتم سپهر ، از جان زحل * خويش را در كشتهء قدر تو دهقان يافته فارس عزمت اگر رو سوى عليّين نهاد * خود نخستين منزل اندر كاخ كيوان يافته مهر اگر نبود غلامى از غلامان درت * از چه خيل اختران در زير فرمان يافته ره كجا يابد به گيتى فتنه در عهدت از آن * كش چو مار ، افسونگر قهرت در انبان يافته چون دلى ، مر شخص ايمان را « 1 » ، ز انفاس خوشت * روح قدسش راه در مجراى شريان يافته شعله قهرت به گردون گر رسد بينى قضا * حوت را بر تابهء افلاك بريان يافته خصم را اين بس ز بيم قهر تو كاندر جهان * موى را مسمار و بر تن پوست ، زندان يافته اى سليمانى كه در گوش از پى فرمان تو * گوشوار چاكرى هم انس و هم جان يافته تحفه مورى است جزو مدحم اندر دست و من * همچو مورى راه در كاخ سليمان يافته كشتزار خاطرم از طبع دُربار تو يافت * آنچنان فيضى كه بستان ز ابر نيسان يافته آسمان در دولتت از فيض يزدانى كنون * مر مرا اى مصطفى صفوت چو حسّان يافته آمده ممدوح اشراف جهان آنكو چو من * خويش را در مدحت ذاتت ثناخوان يافته
--> ( 1 ) - راو